دختر کوچولو و رعد و برق

دختر کوچکی هرروز پیاده به مدرسه می رفت وبرمی گشت.
آن روزصبح هواروبه وخامت گذاشت وتوفان ورعدوبرق شدیدی درگرفت.
مادرکودک نگران شده بود که مبادادخترش ازتوفان بترسد، به همین جهت تصمیم گرفت بااتومبیل خود به دنبال دخترش برود.
دروسط های راه ناگهان چشمش به دخترش افتاد که باهررعدوبرقی می ایستد به آسمان نگاه کرده ولبخند می زند.
زمانی که مادرازاوپرسید چه کارمی کنی؟ دخترک پاسخ داد:
من سعی می کنم صورتم قشنگ به نظربیاد،چون خدا داره از من عکس می گیره!

در هنگام رویارویی با توفان های زندگی لبخند را فراموش نکنید! خداوند ناظر ماست.قلب

/ 3 نظر / 31 بازدید
حقدوست

[گل][گل][گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل] سلام دوست گرامي. اين پيام، در حکم کارت دعوتيست محضر شما عزيز. خوشحال خواهم شد در کلبه خود در خدمت شما باشم. مطمئنا مطالب متنوع وبلاگ، مورد نظر شما قرار خواهد گرفت. منتظر حضور و نظرات ارزشمند شما گرامي هستم. موفق و منصور باشيد. http://bia2mofid.persianblog.ir [گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل][گل][گل]

خانم محترم

سلام وبلاگ باحالي داري اگه خواستي ميتوني تو اين سايت ثبتش کني و به ديگران هم معرفيش کني و بازديدتو زياد کني.منم وبم رو ثبت کردم.