آقای من بهار آمد اما بهار حضور تو کی خواهد آمد.

عید جدیدی آمد و آغاز سالی ست
آقای من! این بار هم جای تو خالی ست

وقتی که لب می خندد و دل غرق آه است
یعنی که بی تو عیدهای ما خیالی ست

ما غائبیم از محضرت که روسیاهیم
آثار با خورشید پیوستن زلالی ست

ـ در حلقه ی زلفت گرفتارم ـ دروغ است
هر چه که می بینم گرفتاری مالی ست

چشمان تو از غصه های ما پر از اشک
اوقات ما از یاد تو اما چه خالی ست!

ماه رُخت را در شب گیسو مپوشان
در شام هجران بی گمان صبح وصالی ست

دل های بیدار و ... جهانی چشم در راه
در انتظارت جمعه های ما سؤالی ست

بحرین و غزّه لاله لاله، ندبه خوانند
دنیا اسیر دست قومی لا ابالی ست

پایان کار ظالمان با ذوالفقار است
برگرد با تو شوکت مولی الموالی ست

ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــ
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــ
آقــــا جون نوروزت مبارکـــــــ

خوش به حال سال شمسی

ماه دوازدهم اون داره تموم می شه


اما ! ماه دوازدهم ما هنوز نیامده ...

 



/ 0 نظر / 12 بازدید