تقدیم به چشم هایی که در راه ماندند و دل هایی که آنها را راندند

تقدیم به اشک هایی که غرورشان شکست و عهدهایی که کسی آنها را نبست

زندگی شیبی ست

عشق سیبی ست

و وای بر حال آن که در عشق پای بند نظم و ترتیبی ست

و اما قرار نبود

آن وقت های تو جایشان را با این وقت های من عوض کنند

قرار نبود

عشق هم مثل گیلاس مثل بوسه مثل عیدی و مثل تعطیلات اولش قشنگ باشد

قرار نبود

کسی سختش باشد که بگوید دوستت دارم

قرار نبود

کسی به هوای نشکستن دل دیگری بماند

قرار نبود

هرچه قرار نیست باشد

قرار تنها بر بی قراری بود وبس

گمان نمی کنم گناه من سنگین تر از نگاه تو باشد

اما یقین دارم

که کودک دلت کمتر از پیش بهانه مرا می گیرد