من ماندم و یک احساس
فکرش را نمیکردم
کابوس تنهایی
حسرت یک عشق رویایی
شب شد
خیال آمد
باز هم شکستم
این است حادثه عشق
اشک
جنون
تنهایی....

Embarassed Embarassed Embarassed Embarassed Embarassed

قلم را بر می دارم چیزی در خاطرم نیست فقط می نویسم تا نوشته باشم ...
از تو شروع می کنم که از یک نگاه شروع شدی....
از تو و نگاه و چشمهای خیس و ورق های پاره پاره
ستاره های زیبا و من و صد آه و ناله
پنجره خسته و پاییز و مشرقی نو
آسمان و دلتنگی من و یک راه چاره
درد من و غربت شعر این راه بی پایان
صدای مرده دستان من مرگ دوباره
ترنم زیبای دنیای خیالم
همه بر باد رفتند با یک اشاره
شقایق پرپر شد از دوری تو